دیگر بر کسی پوشیده نیست که چند وقتی است در «عصر طلایی» تلویزیون به سر می بریم، دوره ای که سرآغاز آن به روزهای اولیه نمایش «خانواده سوپرانو» و «وایر» برمی گردد.




روزنامه هفت صبح - جواد رهبر:موفقیت مجموعه هایی مثل کارآگاه حقیقی، نامداران سینما را به کار در قاب کوچکتر ترغیب کرده است.

دیگر بر کسی پوشیده نیست که چند وقتی است در «عصر طلایی» تلویزیون به سر می بریم، دوره ای که سرآغاز آن به روزهای اولیه نمایش «خانواده سوپرانو» و «وایر» برمی گردد. طی دهه یا دهه های گذشته کیفیت بالای آثار تلویزیونی همچنان حفظ شده اما تلویزیون هم مثل تمامی قالب های رسانه ای با گذشت زمان دچار تحول شده است.

داستان هنوز در این مدیوم پادشاه است و وفور شبکه های کابلی این امکان را فراهم آورده تا گونه های مختلفی از داستان ها به سبک های متفاوتی روایت شود: تحول یک شخصیت در سریال پنج فصلی «برکینگ بد»، مطالعه تاریخی عمیق و پیچیده در «مَد من»، ایجاد چرخشی در فرمول «تریلر آیین نامه ای» در «میهن» و حتی ارائه برداشتی بی نظیر از ژانر وحشت در «پنی وحشتناک» (Penny Dreadful).

با وجود این، علاوه بر کیفیت بالا و بزرگی خالص برنامه های قرص و محکمی که از تلویزیون پخش می شود، رویه تازه ای هم به لطف سریال فوق العاده «کارآگاه حقیقی» محصول شبکه «اچ بی او» در حال شکل گیری است.

عصر طلایی سریال ها تازه شروع شده است

آن سریال از این نظر مجموعه ای شگفت انگیز بود که یک فیلمساز - کری جوجی فوکوناگا- تمام اپیزودهای آن را کارگردانی کرد و همین نکته باعث شد آن مجموعه از بینش و ذوق هنری تکنفره ای برخوردار شود که این ویژگی معمولا در فیلم های سینمایی دیده می شود و حالا، با تکیه بر موفقیت آزمایش این نکته از طریق «کارآگاه حقیقی»، کارگردانان سرشناسی مثل دیوید فینچر، استیون سودربرگ و دیوید لینچ می خواهند قدم در این وادی بگذارند.

مرز تفکیک تلویزیون و سینما با تولید «کارآگاه حقیقی» واقعا شروع به محو شدن کرده است. این سریال هم در نقش های اصلی اش دو ستاره واقعی سینما داشت - ماتیو مک کاناهی و وودی هارلسون - و هم اینکه تیم ایده پردازی آن که به سریال سر و شکل می دادند فقط از دو نفر یعنی یک نویسنده و یک کارگردان تشکیل شده بود.

نیک پیتزولاتو، خالق سریال، نگارش متن کل فصل اول سریال را برعهده داشت و کارگردانی تمامی اپیزودها به کری جوجی فوکاناگا سپرده شد که کارگردانی فیلم های سینمایی «بی نام» (2009) و «جین ایر» (2011) را در پرونده اش دارد.

انجام چنین کاری، چالشی توانفرسا بود و فوکوناگا آن را هولناک توصیف می کند چون او تا وقتی که تمام اپیزودهای سریال را فیلمبرداری نکرد، فرصت پیدا نکرد سراغ مراحل پس از تولید فصل اول برود.

بعد از پایان فیلمبرداری او تقریبا شش ماه در اتاق تدوین بود اما نتیجه یکی از رضایتبخش ترین و درگیرکننده ترین برنامه هایی بود که روی صفحه تلویزیون نقش بسته است.

بخش عمده ای از موفقیت سریال درست به همان بینش تکنفره ای برمی گردد که نتیجه کارگردانی تمام اپیزودها توسط فوکوناگا است. او به جای آنکه سعی کند بدون تغییر و تحول محسوسی قدم در مسیر کارگردان دیگری بگذارد، شخصا هدایت جنبه های بصری سریال را برعهده گرفت و کاری کرد که فصل اول این سریال، که در انتها داستانش به پایان می رسد، شبه به داستانی کامل شود؛ «کارآگاه حقیقی» در واقع فیلمی بسیار بلند است.

منتقدان و تماشاگران یکصدا سریال را مورد ستایش قرار دادند و حالا فیلمسازان دیگری هم با امید به تکرار همین موفقیت به سمت دنیای تلویزیون سرازیر شده اند.

سودربرگ کارگردانی تک تک اپیزودهای سریال تازه شبکه سیمنکس یعنی «نیک» (The Knick) را برعهده گرفت و به همان نتیجه درخشان دست یافت، دیوید فینچر قرار است تمام اپیزودهای فصل اول سریال تریلر تازه شبکه اچ بی او با عنوان «اتوپیا» (آرمانشهر) را کارگردانی کند و به تازگی هم خبر رسیده که دیوید لینچ هم قرار است همه 9 اپیزود فصل تازه ای از سریال «راس های دوقلو» (تویین پیکس) را برای شبکه شوتایم کارگردانی کند. اینها کارگردان های نامداری هستند که بخش عمده ای از وقت خود را به داستانگویی در قالب بلند اختصاص می دهند.

عصر طلایی سریال ها تازه شروع شده است

با وجود این، به خاطر پیشرفت های فناوری دیجیتال و تمایل شبکه ها به جسورتر شدن و ریسک پذیرتر شدن آنها، می بینیم که بعضی از کارگردان های کاربلد و محبوب، آستین ها را بالا زده اند و به طور جدی وارد تلویزیون شده اند.

سودربرگ که از تجربه کارگردانی «نیک» کاملا هیجان زده بود، قرار است کارگردانی تمام اپیزودهای فصل دوم این سریال را هم برعهده بگیرد و فینچر هم که با سریال «خانه پوشالی» تجربه کار سریال سازی را به دست آورد، حالا با انتخاب «اوتوپیا» نشان داده که مدیوم تلویزیون توانسته به محلی برای بلندپروازی های کارگردان بی نهایت دقیق تبدیل شود.

این اتفاق در دوره ای رخ می دهد که تعداد «درام های مخصوص بزرگسالان» در سیستم فیلمسازی استودیویی روز به روز کمتر می شود. سودربرگ آنقدر از این پروسه کلافه شد که خود را بازنشسته کرد و اگرچه فینچر این روزها با درام مخصوص بزرگسالان «دختر گمشده» به موفقیتی بزرگ دست یافته اما در طی چند سال گذشته در راه اندازی چند پروژه به مشکل برخورده است.

استودیوها تمایلی ندارند در تولید فیلم هایی سرمایه گذاری کنند که آثاری دنباله دار با قهرمانان ثابت نیستند یا ابرقهرمانی در آنها حضور ندارد و به همین خاطر آن نوع از داستان گویی دراماتیک که در گذشته در سینما شاهدش بودیم به تلویزیون نقل مکان کرده و همین موضوع هم یکی دیگر از دلایل جذابیت تلویزیون برای فیلمسازان است.

نویسندگان به صورت خستگی ناپذیر قدرت خلاق خود را در تلویزیون به نمایش می گذارند. (نوآ هالی تمام اپیزودهای سریال محبوب «فارگو» محصول اف ایکس را نوشت) و حالا هم گستره فعالیت در تلویزیون وسیع تر شده و به همین خاطر بعضی از بهترین داستان گویان بصری امروز سینما می توانند قدم در مسیر داستان گویی با قالب بلند بگذارند و با این نویسندگان فوق العاده همکاری کنند.

همین بینش بصری تکنفره بدون شک خبر از آینده ای روشن می دهد و وقتی که نام کارگردانانی مثل فینچر، سودربرگ و لینچ را هم به این ترکیب اضافه می کنیم، به نظر نمی رسد که «عصر طلایی تلویزیون» به این زودی ها به سر بیاید.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه